خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ واژه اردیبهشت در متون کهن ایرانی و کتاب اوستا به صورت اشه و هیشته (asha vahishta) آمده که بخش اول آن (اشه) به معنی راستی و درستکاری و بخش دوم آن (وهیشته) به معنی بهترین است. در واقع کلمه بهشت، شکلِ تغییر یافته همین واژه است چون بهشت بهترین جای جهان به شمار میآید.
اردیبهشت زیباترین آفریده و صفت خداوند است و از آنجا که مهمترین عنصری که جهان را استوار نگه میدارد، نظم و قانون است، پس تعجبی ندارد که اردیبهشت نماد این پدیده مهم باشد.
اردیبهشت که در اصل یک مفهوم است، مانند بسیاری دیگر از مفاهیم، در اندیشهها و اسطورههای ایرانی دارای شخصیت شده و همانند یک فرشته نگهبان عمل میکند. او یکی از هفت امشاسپند است. امشاسپندان که جلوههای خداوند و به تعبیری نخستین آفریدههای او به شمار میآیند، عبارتند از: سپندمینو (ویژگی افزایش بخشی خداوند)، بهمن (اندیشه نیک)، اردیبهشت، شهریور (پادشاهی مطلوب)، سپندارمذ (اخلاص و بردباری مقدس)، خرداد (کمال) و مرداد (جاودانگی).
هر کدام از اینها وظیفهای در سراسر هستی دارند و وظیفه اردیبهشت برقراری نظم و نظارت بر اجرا شدن قوانین ایزدی است. بنابراین وقتی در جهان، سخن درستی گفته میشود، آیین درستی برگزار میشود و محصول کشاورزان به خوبی رشد میکند همگی نشانهای است از حضور و نظارت اردیبهشت.
اردیبهشتگان
در ایران باستان روز سوم هر ماه به نام اردیبهشت نامگذاری شده بود. بنابراین روز اردیبهشت در ماه اردیبهشت جشنی برگزار میشد به نام اردیبهشتگان. از آنجا که پاکیزگی یکی از نتایج نظم و ترتیب است، ایرانیان در این روز ـ مانند بسیاری دیگر از جشنها ـ لباس سفید میپوشیدند و نیایشهای مربوط به اردیبهشتِ امشاسپند را به جای میآوردند.
زمان برگزاری این جشن یکی از خوش آب و هواترین زمانهای سال بود. به اعتقاد ایرانیان برقراری اعتدال در طبیعت نیز از جانب اردیبهشت صورت میگرفت بنابراین تعجبی نداشت که زمان جشن او، هوا بسیار معتدل و مطبوع باشد. او نظام دهنده توالی فصلها بود و در فرهنگ و زندگی کشاورزی جایگاه ویژهای داشت.
نام اردیبهشت بر سکههای باستانی
در سدهها اول و دوم پیش از میلاد یعنی تقریباً همزمان با حکومت اشکانیان، در مرزهای ایران شرقی دولتی شکل گرفت به نام کوشانیان. آنها ناحیه بلخ را که در آن دوران فرهنگی آمیخته از ایران و یونان داشت، فتح کردند و در آنجا ساکن شدند. از ویژگیهای این فرهنگِ آمیخته آن بود که زبان بلخی را با الفبای یونانی مینوشتند.
کوشانیان که حکومت مستقلی تشکیل داده بودند، از راه دریا با رومیان داد و ستد داشتند و در این کار از سکههایی که ضرب خودشان بود، استفاده میکردند. روی بسیاری از سکههای بر جای مانده از آنان نام اشه و هیشته (اردیبهشت) با خط یونانی دیده میشود که این امر نشان میدهد، اعتقادات ایرانی در میان آنان و احتمالاً فراتر از مرزهای آنها نیز رواج داشتهاست.
سیمیندخت گودرزی
منابع:
- تاریخ اساطیری ایران. ژاله آموزگار
- زرتشتیان و باورها و آداب دینی آنها. مری بویس. ترجمه عسگر بهرامی
- از نوروز تا نوروز. کورش نیکنام